تبليغاتX
تک پر
     
 

تک پر

هرچی که تو بخوای

 

نام : تک پر

نام خانوادگی : بازنده

متولد شهریور سال 1363

شماره شناسنامه : دو صفحه بی مفهوم

محل صدور : جهنم

تولد : موتور خونه جهنم

تاریخ تولد : روزی که چشمانم به جهنم افتاد

نام مادر : فرشته مهربان

نام پدر : سنگ صبور

وطنم : غربت

آدرس : تنها کوچه ای که خلوت تنهاییم بود


مدرسه : زندان

شغل : عاشقی(الافی)

جرم : به دنیا آمدن

محکومیت : زندگی کردن

امضا : سوختگان عشق

 

پيوند روزانه

حریم عشق

دلم تنگه

زیر تیغ هم می شود لبخند زد

 
 
 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

عکسهای جالب و دیدنی از یک مرد...

 

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

Join THis Group | Tehroon-Online

 

 


سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 |

 
     
 

كراك(Crack) و راه های شناخت

 
كراك(Crack) و راه های شناخت
این افیون مخرب چیست؟

 

كراك (Crack) ماده ایست محرك كه از تصفیه كوكائین به دست میاد و به اشكال مختلف مصرف میشود اما کراکی که در ایران وجود دارد از مشتقات هروئین است! البته در صورتی که بصورت علمی تولید شود! كراك ماده‌ای بی‌بوست، و مصرف آن خیلی راحت تر از تریاك و یا هروئین است.

 

 ثرات مخرب مصرف كراك :
اعتیاد به كراك باعث از بین رفتن درد، استرس، اضطراب و احساس سرخوشى و همینطور تحرك زیاد میشود؛ افرادی كه به این ماده اعتیاد پیدا میكنند بعد از مدتی اثرات كراك در آنها همچنین اثرات دیگری كه مصرف بلند مدت این ماده بجا میگذارد اینهاست:
از بین رفتن اشتها، كاهش شدید وزن، شكنندگى پوست، پیرى زودرس، افزایش فشار خون و ترشح هیستامین كه باعث خارش در فرد میشه، كراك شدیدا باعث خواب آلودگی یا به قول معروف "چرت" میشود؛ مصرف این ماده اگر بصورت كوتاه مدت ولی مداوم باشد اثرات مخرب جبران ناپذیری روی بدن فرد مصرف كننده میگذارد مثل : عفونت اعضای داخلی بدن، پوسیدگی دندانها، سرطان حنجره و ریه و نابودی كبد.
بطور كلی تمام اجزائیكه تحت تاثیر مستقیم كراك هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند ؛ در بعضی افراد معتاد به كراك، عفونت به حدی است كه اجزای بدنشان از هم جدا می شود و گوشت بدن دچار عفونت می گردد و به قول معروف "كرم" میزند؛ حتما شنیده اید بعضی از معتادین به كراك وقتی میمیرند آنها را غسل نمیدهند چون هنگام شستشو اجزای بدنشان از هم جدا میشود ؛ نمیدانم این مساله تا چه حد درست است اما شنیده ام مصرف چهار روز كراك باعث مى‌شود كه تاثیراتش به مدت چند سال در بدن باقى بماند و موجب اختلالات حركتی و تضعیف حس بینایى و لامسه بشود.

اثرات كوتاه مدت مصرف کراک :
معمولا بعد از مصرف كراك، احساس افزایش انرژی و سرخوشی زیاد به انسان دست میدهد، ضربان قلب بالا میرود، درجه حرارت بدن زیاد میشود، فشار خون افزایش پیدا میكند، همینطور رنگ پریدگی، كاهش شدید اشتها و لرزش به خصوص در دست ها بوجود میاید، اما این ماده تاثیر خیلی بدی روی چشمها دارد تا جائیكه در بعضی موارد به انحراف مردمك یا "لوچی كاذب" منجر میشود.

اثرات دراز مدت مصرف کراک :
كاهش شدید وزن بدن، یبوست، بی خوابی شبانه، ضعف جنسی، رنگ پریدگی، تعریق شدید، سردرد، لرزش دست ها، پریدن عضلات، آب ریزش دائمی بینی، اضطراب و بیقراری شدید، گیجی، رفتار تهاجمی، افسردگی و حتی تمایل به خودكشی از اثرات بلند مدت مصرف این ماده است.

تاثیر مصرف كراك روی فرد :
توجه داشته باشید كه مصرف حتی یک بار کراک اعتیاد آور است!
کراک بر خلاف هروئین، تریاک، حشیش و� بدون بو می باشد و مصرف آن خیلی ساده است و به وسایل زیادی نیاز ندارد و در طی چند دقیقه قابل مصرف است! بنابر این جاسازی آن خیلی ساده است و پیدا كردن آن برای خانواده‌ها چندان راحت نیست؛ چیزی شبیه یه تکه گچ از دیوار کنده ‌شده كه توجه هیچکس را بخود جلب نمی‌كند!

نشانه های فرد معتاد به کراک :
بعد از تمام شدن آثار نشئگی اثرات زیر ظاهر میشود :
نگرانی و بیقراری شدید برای تهیه دوباره كراك، سر درد وافسردگی شدید، از بین رفتن شدید انرژی بدنی و بی اشتهایی، داشتن حس نفرت نسبت به خود

عوارض اجتماعی مصرف کراک
:
معمولا افراد معتاد (به هر نوع ماده مخدر)، مواد را از راههای خلاف تهیه میكنند اما دراین مورد (مصرف كراك) فرد به دلیل توهمات زیاد و حالت هذیانی، حتی دست به كارهایی مثل دزدی و گدایی میزند و بكلی گذشته اش را فراموش میكند در حالی كه ممكن است فردی بسیار آبرومند و متشخص بوده باشد !!!


جمعه دهم مهر 1388 |

 
     
 

چرا دل شکستگی واقعا درد دارد؟

 


 


شکست‌های احساسی یا عدم پذیرش اجتماعی یا به بیان عامیانه دل شکستگی به معنی واقعی در بدن انسان درد فیزیکی به وجود می‌آورند.
محققان موفق به کشف ارتباط ژنتیکی میان درد فیزیکی و شکست‌های اجتماعی شدند این به آن معنی است که قطع ارتباط عاطفی میان افراد یا دل شکستگی به معنی واقعی دردناک است.
روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا اعلام کردند بدن انسان دارای ژنی است که می‌تواند حساسیت دردهای فیزیکی را به حساسیت دردهای اجتماعی ارتباط دهد.این یافته در راستای نظریه مشهوری است که معتقد است پس خوردگی یا عدم پذیرفته شدن در اجتماع دردناک است و در بدن انسان درد فیزیکی ایجاد می‌کند.
این ژن تنظیم اصلی‌ترین بخش تسکین انسان به نام Mu-Opioid را که با دردهای تجربیات دردناک اجتماعی نیز درگیر است به عهده دارد.مطالعات جدید نشان می‌دهد تنوع میان ژن گیرنده‌های Mu-Opioid با نام OPRM1 که اغلب با دردهای فیزیکی در ارتباطند به میزان درد اجتماعی و ذهنی که فرد در هنگام عدم پذیرش یا شکست عاطفی تحمل می‌کند نیز ارتباط دارد.

این ژن در افراد مختلف متفاوت بوده و نوعی نادر از آن باعث افزیش حساسیت فرد در برابر پس زده شدن در اجتماع و بروز تجربه افسردگی در وی خواهد شد.محققان به منظور بررسی نوع ژن موجود در بدن نمونه‌های بزاق 122 داوطلب را جمع آوری کرده و میزان حساسیت این افراد را در برابر دردهای اجتماعی و فیزیکی به دو شیوه مورد آزمایش قرار دادند.
نتیجه آزمایش‌ها نشان داد افرادی که نسبت به دردهای فیزیکی بسیار حساس بوده از نوعی خاص از ژن OPRM1 برخوردار بودند در هنگام آزمایش‌هایی که برای آنها به صورت آزمایشگاهی حس شکست یا عدم پذیرش را به وجود می‌آورد،در برابر عدم پذیرش از خود حساسیت بسیار بالاتری نشان داده و در عین حال فعالیت بخشی از مغز این افراد که با دردهای اجتماعی در ارتباط است افزایش پیدا کرده است.
این اولین باری است که ارتباط ژنتیکی میان دردهای فیزیکی و ذهنی به این شکل به اثبات می‌رسد. به گفته محققان به دلیل اینکه ارتباطات اجتماعی در زندگی انسان از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، درک احساس درد از نداشتن چنین ارتباطی می‌تواند انگیزه‌ای محکم برای حفظ ارتباطات اجتماعی فرد به شمار رود.
 


جمعه بیستم شهریور 1388 |

 
     
 

سنجابی که به شکل جالبی معروف شد!!

 
چند روزی است که عکسی در اینترنت منتشر شده که باعث شهرت فراوان یک سنجاب شده است. در این عکس سنجابی را می‌بینید که هنگام گرفتن عکس یادگاری به وسط صحنه پریده و به قول معروف عکس یادگاری را خراب کرده است. مثل وقتی که ما هنگام عکس روی کله دوستمان شاخ می گذاریم یا یا شکلک در می‌آوریم.

اما خود من هم مانند خیلی های دیگر به واقعی بودن آن شک کردم تا وقتی که معلوم شد این عکس دستکاری نشده است و واقعی است. ماجرا از این قرار بوده که این زن و شوهر برای تعطیلات به کنار دریاچه ای در کانادا رفته بودند و دوربین را روی سه پایه قرار داده بودند تا از خودشان عکس بگیرند. البته نکته کلیدی در اینجا است که دوربین روی حالت تایمر قرار نداشته. بلکه آنها توسط یک کنترل از راه دور عکس می‌گرفتند.

این زن و شوهر در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی msnbc تعریف می‌کنند که صدای شاتر دوربین باعث جلب توجه جناب سنجاب شده و به مقابل آن آمده است. در این هنگام بوده که در لحظه مناسب این عکس فوق العاده گرفته شده است.


جمعه بیستم شهریور 1388 |

 
     
 

این خانه قشنگ است !

 
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن دختـــــــــــر چشم آبی گیسوی طلایی
طناز سیه چشــــــــــم چو معشوقه من نیست
آن کشور نو آن وطــــن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیــــــــــزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی است که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی وخانه به دوشی چه بلایست
دردی است که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چوتهرانiran
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین وشکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست




جمعه بیستم شهریور 1388 |

 
     
 

عشق با ايمان

 

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود.

ایمان بی عشق تعصبی كور است و عشق بی ایمان كوری متعصب.

عشق بی ایمان های و هویی است برای هیچ و عطشی بسوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است كه ان را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موهوم محو میگردد و جز خاكستر یأس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند .عشق بی ایمان تا هنگامی هست كه معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.

این عشق با وصال پایان میگرد و ان عشق با وصال آغاز.

ایمان بی عشق همچون محفوظاتی است كه در انبار حافظه محبوس است و علمی جامد و مرده است و با روح در نمی امیزد واین است كه عالمی پدید می اورد جاهل، و می بینیم كه چه بسیارند و چه زشت، و ایمان بی عشق نیز زندانی است پر از زنجیر و غل و بند كه روح را می میراند و دل را ویرانه میسازد و زندگی كلمه ای بی معنی میگردد و انسان لفظی مهمل و اثارش عبارت است ازریش و تسبیح و مهر نماز و انگشتر عقیق و طهارت دقیق.......

وعشق بی ایمان اثارش عبارت است از زیر ابرو برداشتن و قر و غمزه و استعمال كردن و رنگ های مختلفه به خود مالیدن و پشت چشم نازك كردن و اخم های كه در مواقع خاص حواله میگردد و غیره كه همه متوجه اسافل اعضا است و بس كه قلمرو این عشق از این مرز نمیگذرد .

واما ایمان پس از عشق!چه بگویم؟

همین ایمان بی عشق كه موهوماتی زشت و بی روح و منجمد است و همین عشق بی ایمان كه جوش و خروش و شر و شورهایی فصلی از زندگی است كه با پیری یا ازدواج یا كم غذایی یا قرض یا پست اداری یا یك نامزد پولدار دیگری كه پدری دارد حاجی و پا به مرگ منتفی میشود و چه میگویم؟ حتی در اوج طغیانش اگر توی خیابان زهرابت گرفت و ناراحتت كرد ان را فراموش میكنی.

خدایا بمن عشق با ایمان عطا كن.


چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

 
     
 

 
آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده‌ تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌ تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند

*********************

گرگها خوب بدانند در اين ايل قريب

گر پدر مرد تفنگ پدري هست هنوز

گرچه مردان قبيله همگي کشته شدند
توي گهواره چوبي پسري هست هنوز

آب اگر نيست نترسيد که در قافله مان
دل دريايي و چشمان تري هست هنوز


چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

 
     
 

خدایا....

 
خدایا کفر نمی‌گویم،


خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،


چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!


مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!


اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی


غرورت را برای ‌تکه نانی


‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌


و شب آهسته و خسته


تهی‌ دست و زبان بسته


به سوی ‌خانه باز آیی


زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!


اگر در روز گرما خیز تابستان


تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی


لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر


عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی


نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

                                                     


چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

 
     
 

تنهائی ما

 
افسوس از زمانی که باید دوست بداریم و کوتاهی می کنیم

از زمانی که دوستمان دارند ولجبازی می کنیم

وبعد برای آنچه که از دست داده ایم بی قراری می کنیم

در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند

ودر آشکارا از آنان که دوستمان دارن غافلیم

وشاید این است دلیل تنهائی ما......

                                


چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 |

 
     
 

عکسهایی از اجرای گروه آریان در حضور جومونگ

 
Click the image to open in full size.


Click the image to open in full size.

Click the image to open in full size.

گروه آریان بعد از مدتی سکوت بالاخره روی صحنه رفت و اجرای خوبی هم داشت. این کنسرت به صورت خصوصی برای کمپانی LG برگزار شد که در این کنسرت سونگ ایل گوک ( بازیگر نقش جومونگ ) هم حضور داشت .

در این برنامه قطعات بی تو با تو ، گمشده من ، افسونگر ، هنوز برام همونی ، نگو ، لحظه ها ، پرواز ، میکس قطعات آلبوم های 1 و 2 و 3 ، بذار برم ، قاصدک ، آروم آروم و تب نواخته شد ......



.
.

Click the image to open in full size.

Click the image to open in full size.

Click the image to open in full size.

Click the image to open in full size.
     


یکشنبه هشتم شهریور 1388 |

 
     
 

تصویر سنگ قبر لاله و لادن بیژنی

 


showimage.aspx?id=29109&t=y&w=400&h=300&type=1


سنگ قبر لاله و لادن بیژنی، خواهران به هم چسبیده ایران
 

     

 

یکشنبه هشتم شهریور 1388 |

 
     
 

نیازهای احساسی

 

نیازهای احساسی زنها و مردها تفاوتهای اساسی با یكدیگر دارد. در چالشهای روحی زنها به اشتراك و مردها به انزوا نیاز دارند كه در نتیجه این اختلاف نیازهای احساسی، زن و مرد بدجوری برای هم شاخ و شونه میكشند….

جالبه كه میدونیم هر 2 طرف با نهایت صداقت به پیش می آیند تا خود را برای دیگری 6 تیكه كنند ولی نتیجه كاملاً عكس شده و باعث تحریك همدیگر میشوند. خودشون هم كف میكنند كه دِ بیا...یعنی چی؟؟؟!!! مثلاً زن فكر میكند با سؤالات پی درپی و ابراز دلواپسی به نظر همسرش یك زن مهربان جلوه میكند در حالیكه مرد یواشكی فكر میكند كه تحت سلطه قرار گرفته و یكهو تحریك میشود كه خود را آزاد كند!!! پس اعلام میكند كه: «خانم میزاری یه 2 دقیقه نفس راحت بكشیم یا نه؟…» زن هم گیج و منگ میشود و اصل قضیه را زیر سؤال میبرن… یعنی علاقه… زن شوهرش رو با خودش میسنجه و میگه: اگه منو دوست داشت میفهمید كه چقدر به فكرشم… واقعت اینه كه این رفتاریست كه زنها دوست دارند با آنها بشود و كلی هم باهاش حال میكنند ولی مرد اگر در شرایط نامناسب مثل خستگی باشد این رفتار حكم دریل را برایش دارد!!!

 

مردها هم بدتر از زنها… وقتی میبینند كه زن ناراحت است وی را با حالات خود میسنجند و بهترین دارو را برایش تجویز میكنند… تنهایی!!!… او خیلی رومانتیك زنش را به حال خود رها میكند تا برای خودش بال بال بزند و با خودش كنار بیاید. بعضی از مردها هم در این مواقع میشن آخر درك كردن و به همسرشون میگن: … نگران نباش... چیز مهمی نیست!!!

در این لحظات زنها اگر قدرت داشتند شوهرانشان را خفه می كردند!!!… آخه آدم حسابی… این چه وضعه ادراكه؟ چرا نمی خواین این تفاوتها رو درك كنید؟؟… بابا، به پیر، به پیغمبر، نیازهای احساسی و ادراكی شما با هم فرق داره… تو رو خدا اونها رو یاد بگیرین و درست عكس العمل نشون بدین… برای احساس خوشبختی لازم نیست روزی 20 بار چشماتونو خمار كنین، لباتونو چوله كنین، بگین I Love You....

آقایون بدونین

1- باید به همسرتون نشون بدید كه بهش توجه ویژه دارین تا او حس كنه كه دوستش دارید.

2- باید با حوصله به حرفاش گوش بدید تا احساس كنه كه دركش میكنین.

3- باید یه حقوقش احترام بذارین تا بدونه به شخصیتش علاقمندید.

4-باید باهاش صمیمی باشین تا احساس خوشنودی كنه.

5-باید بهش اجازه بروز و ارائه بدید تا احساس اعتبار كنه.

خانومها توجه داشته باشین….

1- باید رفتار شما با شوهرتون توأم با پذیرش باشه تا حس كنه كه بهش اعتماد دارین.

2- نباید سعی در تغییر اون داشته باشین تا احساس اطمینان كنه و خودش تغییر بوجود بیاره.

3- باید ازش قدردانی كنین تا انگیزه پیدا كنه.

4- باید نشون بدین كه به تواناییهاش اعتقاد دارین.

5- بهش نشون بدید كه بهترین انتخاب شما اون بوده

     


یکشنبه هشتم شهریور 1388 |

 
     
 

هنرنمایی با لاستیک های کهنه ماشین!

 
واقعاً در این دنیا نمیشه گفت که چیزی بی ارزش است، حتی وقتی که کلا غیر قابل استفاده شود. هنر نمایی که با این لاستیک ها صورت گرفته رو می تونید در ادامه مشاهده کنید
 
.

      (((  منبع    خاتمی )))
 


یکشنبه هشتم شهریور 1388 |

 
     
 

کادوی تولد برای متولدین ماههای مختلف

 
متولد فروردین ماه:

گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس، گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاسهای چتربازی، سبدی از گل های ابریشمی

متولد اردیبهشت
زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر
کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،انواع سی دی
نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستی

متولد خرداد
مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان
شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی
ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی

متولد تیر ماه
یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری
ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی
کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی
کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا

متولد مردادماه
زبرجد ، گل سوسن ، خودکار طلا ، کارت بازی ، کتاب جُک
لباس ، ابزار باغبانی ، نوارهای ویدیویی ورزشی ، دستگاه قهوه ساز
ظروف چینی ، بازوبند تنیس ، دستگاه ضبط صوت ، جعبه سوغاتی

متولد شهریور
یاقوت کبود ، گل مینا ، کتاب ، جدول ، ساعت رومیزی برنجی ، کامپیوتر
پَر گردگیری ، گلدان ، ساعت مچی طلا ، موی شتر
کُت ، پارچه رومیزی ، بالش های تزئینی (کوسن) ، چرخ خیاطی

متولد مهرماه
عقیق ، گل همیشه بهار ، قاب پنجره ، بلیط باله ، کتاب و رمان های جدید
رومیزی ابریشمی ، لباس زیر (زنانه) ، بلیط کنسرت
عطر ، ستِ آبرنگ ، عطرپاش ، لباس ورزشی ، تُستِر ، قفس پرنده
سیگار ، ماساژُر بدن ، لوازم نقاشی

متولد آبان ماه
یاقوت زرد ، گل داوودی ، لوازم آرایش ، چوگان گلف بازی
ماساژُر پا ، روغن های رایحه درمانی ، گیلاس های کریستالی
بلیط سفرهای دریایی ، کتاب های ستاره شناسی ، ملحفه و روتختی ابریشمی
عطر ، زیرپوش ها و لباسهای زیر ، بلیط پارک آبی

متولد آذر ماه
فیروزه ، گل نرگس ، راکت تنیس ، اطلس یا کره زمین
آکواریوم ، کتاب های هنری ، کتاب شعر
کتاب راهنمای سفر ، لوازم چادر زدن ، گیره سر ، بلیط سینما
مجله های دایره المعارفی ، بلیط پارک حیوانات وحشی

متولد دی ماه
لعل ، گل میخک صدپر ، پرده دیوارکوب ، لوازم آشپزخانه
مجسمه ، سی دی موسیقی ، ظروف سفالی و سرامیکی ، قاب عکس
کفش راحتی ، لحاف ، خوراک پرنده ، جارختی ، تلویزیون ، بلیط نمایشگاه

متولد بهمن ماه
یاقوت ارغوانی ، گل بنفشه ، الات موسیقی ، ستِ شطرنج
جدول کلمات متقاطع ، بخور خوشبو ، بلیط کنسرت موسیقی سنتی
وسایل اسکی ، ثبت نام کلاسهای رقص ، ستِ بازی کروکت ، بلیط گالری های هنری

متولد اسفند
زمرد کبود ، گل نسترن ، ستِ قهوه خوری
کتاب های تاریخی ، لوازم حمام ، دستمال توری ، روتختی ابریشمی
ست چای خوری نقره ، بلیط تئاتر ، شمع ، گل خشک ، کتاب های اسطورهای
       


سه شنبه سوم شهریور 1388 |

 
     
 

ای قبله امید من...

 

از راه دور تو را می پرستم ای قبله امید من...

از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر این فاصله ها را احساس نکنی...

از راه دور درود دل خود را به تو می گویم ...

و تو را در آغوش محبت  خودم میفشارم...

آری از همین راه دور نیز می توان دست در دستانم بگذاری...

و با هم قدم بزنیم...

به خواب عاشقی می روم تا این رویا برایم زنده شود...

 

خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچ وقت نمی گذارم خاطره های لحظه دیدارمان از ذهنم دور شود...

این فاصله را محبت و عشقم از بین می برم و کاری می کنم همیشه احساسش کنی در کنار منی...

و این است برایم یک خواب عاشقانه

خواب نگاه به چشمان هم، خواب با هم بودنمان

آری و این است یک فاصله عاشقانه...

عاشق باش چون این راه مقدس است و پایان راه شیرین تر از گذشته است....

 

ای تنها بهانه برای زنده بودنم، نفس کشیدنم

ای امید و آرزوهای من، دنیای من

ای فصل بهارم،باور بکنی...باور نکنی

                                                                                       دوستت دارم...


سه شنبه سوم شهریور 1388 |

 
     
 

یک جلد قرآن جیبی سالم از محل سقوط هواپیمای مسافربری پیدا شد.

 
یک جلد قرآن جیبی بطور سالم از محل سقوط هواپیمای مسافربری توپولوف متعلق به شرکت کاسپین پیدا شد.هواپیمای مسافربری توپولوف ظهر چهارشنبه گذشته در روستای جنت آباد از توابع شهرستان قزوین سقوط کرد و ۱۶۸ مسافر و خدمه آن جان باختند. به گزارش ایرنا ، این قرآن جیبی متعلق به یکی از مسافران این هواپیما به نام "هادی نیاقی" است. در صفحه نخست این قرآن جیبی نوشته شده "نیاقی. عراق_ کاظمین_ ۱۸/ ۴/ ۱۳۸۴ و نهم جمادی الاول ۱۴۲۴" از نکات قابل توجه این است که جز بدنه چرمی که مقدار کمی از آن سوخته شده مابقی قرآن کریم به طور کامل سالم بوده و هیچ آسیبی به آن نرسیده است. شدت این حادثه به گونه ای بود که هیچ قطعه ای از این هواپیما باقی نمانده و حتی پوسته موتور و یکی از بالهای این هواپیمای توپولف نیز در فاصله یک کیلومتری کشف شده است. قرار است این قرآن جیبی به خانواده این مرحوم تحویل داده شود.  

Click the image to open in full size.

      


شنبه سوم مرداد 1388 |

 
     
 

عکسی از قهقه ی خیلی خیلی جالب فردوسی پور (جالب)

 
http://www.fardanews.com/files/fa/news/1387/2/1/16004_478.jpg  

جمعه دوم مرداد 1388 |

 
     
 

ای کاش.......

 
 


ey kaSH ...eykash vOojOOd nadash...!?

hasrat vOjOod nadash...!?

fasele vOOjOood nadash...!!?

tOro nadashtan vOojOod nadash...!!!?

ey kaSh male man bOodi...!!

man bOodam to bOodi....!!!

vaa ey kaSh nabOodanet nabOode man bOod...!

va kaSh ke ey kaSh nabOod ke beynemOOn fasele bendaze,,,!!

aGe bejaye "ey kaSh doOsam dashti..!" migOftam "doOsam dariii" ...chi mishOd...!!?!
?donyaa ghaShangtar miShod..ranGiii taR mishOd ,,,!! hamin...!!!

dafeye akhaR ke didim ey kaSh vaGhti eShghO to chesham khOndi bejaye inke tahe delet beGi bichare bOland migofti manam aSheghetam...kaSh vaGheyatO migOftiii...!!!

ey kaSh in baZie maskharaRo tamOOmesh mikaRdii...!!!

kaSh hame ba ham bOodan..mehrabOOn bOodan..raSgOo bOodan...!!!

ey kaSh keSi ba neGhab jelO ehsasateshO nemigeerft...!!

ey kaSh...

kaSh ba nabOodanat nabUd bOodaM..!!

ey kaSh na nabOood,,,,!!

faSlee nabOod...!

doOri nabOOod,...!!?

kaSh hame bOodan...!!

eY kaSh...!!!

man bOodam to bOOdi... maaa bOodim..!!!
 


چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 |

 
     
 

فوت پیمان ابدی دلم را شکست...

 
 

پیمان ابدی peyman abadi
 دیشب به رادیو گوش میدادم که ناگهان خبر غم انگیزی رو از رادیو شنیدم که دلم شکست و بسیار ناراحت شدم .راستش شکه شده بودم و صدای رادیو را زیاد کردم اما فایده نداشت.خبر حقیقت داشت و متاسفانه اسطوره بدلکاری ما در یک سانحه کشته شده بود.تصمیم گرفتم این بار مطلبی از ایشون بگذارم شاید این طوری قدری آروم بشم.به خانواده پیمان ابدی عزیز و تمام شاگردان ایشون هم صمیمانه تسلیت میگیم و امیدواریم در جوار رحمت و امن الهی جاودان باشه...
   پیمان ابدی بدل کار مشهور ایرانی بعد از ظهر  چهارشنبه به هنگام بدل کاری در صحنه ای از فیلم "چشم های نامحسوس" در جاده امامزاده داود(ع) جان باخت. این حادثه زمانی رخ داد که مرحوم ابدی از اتوبوس اتش گرفته و بی راننده خود را به جای بازیگر فیلم به بیرون پرت کرد اما متاسفانه در این لحظه فرمان اتوبوس می پیچد و اتوبوس به روی بدلکار می رود که باعث کشته شدن وی می شود. تصویربرداری فیلم چشم های نامحسوس به تهیه کنندگی علی اصغر صادقی از اواخر فروردین ماه امسال برای نمایش در شبکه اول سیما اغاز شده بود. این فیلم اولین تجربه دکتر محسن موسویان به عنوان کارگردان فیلم است و از مضمونی پلیسی برخوردار می باشد. پیمان ابدی 37 ساله در سال 1351 در محله یوسف آباد تهران متولد شد و عضو گروه "اکشن کانسرت" یکی از 4 تیم مهم بدلکاری در شهر کلن المان بود. او بدلکار مجموعه های تلویزیونی" هشدار برای کبری 11 یا پلیس بزرگراه" و" پلیس موتور سوار" بود. ابدی به زبانهای المانی، ایتالیایی، اسپانیایی و انگلیسی تسلط داشت و در رشته روانشناسی ورزشی تا مقطع دکترا تحصیل کرد و همچنین تحصیلات تخصصی در رشته سینما به ویژه کارگردانی داشت. رشته تخصصی ورزشی پیمان ابدی شیرجه ازاد بود که 27 مدال طلا و چندین مدال نقره در مسابقات المان کسب کرد و رکورد شیرجه آزاد وی هنوز در المان شکسته نشده است. وی با بدلکاری در فیلم های مشهور در خلق و طراحی صحنه های هیجان انگیز و باور نکردنی، مهارتهای علمی، فنی و شخصی خود را به نمایش گذاشته است. پیمان ابدی حدود 3 سال پیش به کشورش ایران بازگشت و یک کلاس حرفه ای بدلکاری تاسیس کرده بود.  بدلکاری قسمت پایانی سریال اشک ها و لبخند ها هم با شاگردان پیمان ابدی عزیز بود.
همیشه فکر میکردم وقتی پیمان ابدی پشت فرمان ماشین باشه چقدر سر نشینهای اون ماشین احساس امنیت میکنند چون او واقعا فوق العاده بود....افسوس که گاهی بد شانسی و تقدیر دست به دست هم میدهندو عزیزانی رو از ما میگیرند.روحش شاد و قرین آرامش ابدی.......

عكسهايي از مرحوم پيمان ابدي

 

 

     


جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 |

 
     
 

صدام زنده است!

 
صدام زنده است!

ایا واقعا صدام زنده است؟؟

سرویس بین‌الملل «تابناک» :

در حالی که نزدیک به سه سال از اعدام پر سر و صدای صدام می‌گذرد و اکنون قبر او نیز مشخص شده و همه اعضای خانواده صدام هم مرگش را باور کرده و همچنین چندی مراسم نیز برای او گرفته شده، «سی.ان.ان» در اقدامی ژورنالیستی و شانتاژ خبری، موضوع اعدام صدام به دست نیروهای آمریکایی را مورد تشکیک قرار داد.

شبکه خبری «سی.ان.ان» گزارش داد، یك خانم در سایت شخصی خود نوشته است: آنچه آمریكایی‌ها در سال 2003 دستگیر، محاكمه و اعدام كردند، بدل شماره 3 صدام بوده و نام او «میكائیل رمضان» است و صدام رئیس جمهور سابق عراق زنده بوده و همچنان فراری است و آمریكایی‌ها برای تمام كردن فشار روانی جامعه جهانی با دستگیری صوری شبیه صدام و محاكمه و اعدام او، در واقع، شر صدام را از سر خود كم كردند، نه اینكه صدام حقیقی را اعدام كرده باشند.

«سی.ان.ان» پس از این خبر، شماری از تصاویر افرادی را كه گفته می‌شود، شبیه صدام بودند، منتشر كرده و با آب و تاب به تشریح این خبر مبهم پرداخت.

این شبکه خبری آمریکایی که به حزب دمکرات نیز نزدیک است، هیچ اشاره‌ای به مشخصات مدیر سایتی که این خبر را منتشر کرده و این‌که وی به استناد چه شواهدی این ادعا را مطرح کرده است، نکرد.

گفتنی است، پس از خبر دستگیری و سپس اعدام صدام به دست نیروهای آمریکایی، این موضوع که آیا صدام واقعی یا یکی از بدل‌های او اعدام شده‌اند، همواره محل تشکیک بوده است، اما طرح این موضوع توسط «سی.ان.ان»، آن هم به استناد ادعای یک سایت شخصی کمی غیر معمول به نظر می‌رسد!



دروغ و راستش به پای خودشون ( تابناك آبرو مونو حفظ كن)

ایا واقعا صدام زنده است؟؟

 

نظر شما چیه؟؟؟؟

 



دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 |

 
     
 

آگهی مجلس ترحیم علی دایی روی جلد همشهری جوان

 
آگهی مجلس ترحیم علی دایی روی جلد همشهری جوان


 

 

                                                              

 


جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 |

 
     
 

هفت تصویر از گناهان کبیره

 

1- شهوت



2- حسادت



3- شکم پرستی



4- حرص و طمع



5- تنبلی



6- غرور



7- خشم

 


پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 |

 
     
 

نامه یک دختر به یکی از خواهران گشت نیروی انتظامی

 
سلام خواهر!
حالت چطور است؟
من زیاد خوب نیستم
خیلی غصه دارم
آن موقع که شما در میدان ونک مرا صدا کردید و گفتید”سلام”
فکر نمی کردم بدون خدا حافظی بروید
من تا آنروز به شما و خواهر های دیگر بر نخورده بودم
شنیده بودم ولی ندیده بودم…..
حالا تقریبا” مریض شده ام
بعد از دیدن شما هر شب کابوس می بینم
شما چطور؟
شما حتما” زیاد به امثال من برخورده اید!
هر شب کابوس نمی بینید؟
من هر شب می بینم که می دوم
می دوم و فرار می کنم
و کسی از پشت روسری و موهای مرا می گیرد
مرا از پشت می کشد
و به زمین می زند
من صورتش را نمی بینم ؛ولی زورش زنانه نیست
مرا می کشد
روی زمین
روی آسفالت
و لبه جوب!
جوب چیز خوبی نیست
بد دردی دارد
و هر چیزی را که در آن بیفتد با خودش می برد!
آن روز حلقه من در جوب آب افتاد
میدانی ؟ من تازه نامزد کرده ام
البته شما که نمی دانی؛ وگرنه آن حرفهای زشت را به من نمی زدی!
من آرایش کرده بودم و به دیدن نامزدم می رفتم
همانجا در کافی شاپ
منظور بدی نداشتیم
هیچ کس در کافی شاپ منظور بدی ندارد
منظور های بد در خانه هاست
شما خانه ها را هم می گردید؟
خانه به خانه؟
اتاق به اتاق؟
پدرم دیگر نمی گذارد من در اتاقم تنها باشم
به من شک کرده!
باور نمی کند که شما فقط به خاطر چکمه آن بلا را سر من آورده باشید!
حتی باور نمی کند که شما وسط خیابان به چکمه ً پای من تیغ کشیده اید
می گوید :”باید به جای چکمه پای صاب مرده تو تیغ می کشیدند!”
می گوید :”تو حتما” یک غلطی کردی که خواستی فرار کنی وگرنه چکمه که گناه ندارد!
زن بابایم هم …..زن بدی نیست ولی می گوید:” پول چکمه ای که جر دادی از جهیزیت کم می کنم”
می دانی خواهر حتی نامزدم هم می گوید:” با کی بودی که گرفتنت؟”
نامزدم!
که من به خاطرش با هزار خواهش و تمنا؛ التماس کردم و چکمه خریدم
شما که نمی دانی ، یک بار از این چکمه ها پای دختری دید و خیلی به پاهای آن دختر نگاه کرد
خواهر شما نامزد نداری؟
نمی خواهی به نظرش خوش تیپ ترین دختر دنیا باشی؟
وای حالم خیلی بد است
دیدم دوستی برای برادری نامه نوشته بود گفتم من هم چند خطی برای شما بنویسم شاید سبک شوم
لا اقل شما باور می کنید
باور می کنید؟

 



شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

 
     
 

کشف یک خانه فساد همراه با تصاویر تمامی متهمان آن

 
کشف یک خانه فساد همراه با تصاویر تمامی متهمان آن

 

 

برای مشاهده تصویر به ادامه مطلب مراجعه کنید

 



ادامه مطلب

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

 
     
 

50 روز تجاوز افغانی‌ها به دختر بی‌پناه ایرانی

 

مادر این دختر می‌گوید‌: «بچه‌ام‌ را نابود كرده‌اند. در مدت‌ 50 روز هر شب‌ و هر ساعت‌ او را به‌ یك‌ نفر می‌دادند و پول‌ می‌گرفتند، همه‌ آنها افغانی‌ بودند».
آفتاب: يک‌ دختر 17 ساله‌ ايراني‌ که‌ 50 روز قبل‌ توسط‌ دو مرد افغاني‌ در خيابان‌ افسريه‌ تهران‌ ربوده‌ شده‌ بود. از سوی‌ تعداد زیادی‌ از کارگران‌ افغانی‌ وحشیانه‌ مورد تجاوز قرار گرفت‌ و سپس‌ این‌ دختر ستمدیده‌ و بی‌پناه‌ را در مدت‌ 50 روز به‌ دیگر مردان‌ افغانی‌ اجاره‌ می‌دادند.
مادر این‌ دختر که‌ دیروز در شعبه‌ چهارم‌ دادیاری‌ دادسرای‌ جنایی‌ تهران‌ حاضر شده‌ بود، گفت‌: «چند روز قبل‌ از این‌ حادثه برادرم‌ در شهرستان‌ فوت‌ کرد و من‌ مجبور شدم‌ به‌ شهرستان‌ بروم‌، به‌ همین‌ خاطر دخترم‌ زهرا را که‌ کمی‌ عقب‌افتادگی‌ ذهنی‌ دارد، به‌ یکی‌ از اقوام‌ نزدیک‌ سپردم‌ ولی‌ روز دهم‌ تیرماه‌ حدود ساعت‌ سه‌ بعدازظهر زهرا برای‌ خرید پفک‌ از خانه‌ خارج‌ شد و دیگر برنگشت‌. وقتی‌ به‌ من‌ خبر دادند بلافاصله‌ به‌ تهران‌ برگشتم‌ و از پلیس‌ درخواست‌ کمک‌ کردم»‌.
زهرا که‌ بسختی‌ می‌توانست‌ صحبت‌ کند، به‌ دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «ساعت‌ سه‌ بعدازظهر رفتم‌ بیرون‌، یک‌ پیکان‌ سفید که‌ دو تا آدم‌ توش‌ بود، به‌زور سوارم‌ کردند و درها را بستند هر چی‌ مشت‌ زدم‌ به‌ شیشه‌ در باز نشد. بعد چاقو را گذاشتند زیر گلویم‌، مرا بردند به‌ یک‌ خانه‌. یک‌ زن‌ پیر آنجا بود، مریض‌ بود مس‌رد. شب‌ به‌ من‌ قرص‌ دادند، خوابیدم‌ بعد صبح‌ که‌ بیدار شدم‌ پاهام‌ درد می‌کرد».

زهرا که‌ با یادآوری‌ خاطرات‌ گذشته‌ دچار هیجان‌ شدیدی‌ شده‌ بود و لکنت‌ او هر لحظه‌ بیشتر می‌شد، از ناراحتی‌ به‌ گریه‌ افتاد.
مادرش‌ گفت‌: «بچه‌ام‌ را نابود کرده‌اند. در مدت‌ 50 روز هر شب‌ و هر ساعت‌ او را به‌ یک‌ نفر می‌دادند و پول‌ می‌گرفتند، همه‌ آنها افغانی‌ بودند».
زهرا که‌ عصبانی‌ شده‌ بود، گفت‌: «20 نفر بودند. نه‌، بیشتر بودند یکی‌ می‌آمد می‌رفت‌، دوستش‌ می‌آمد، یکی‌ همه‌ پول‌ها را می‌گرفت»‌!

دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «اگر آنها را ببینی‌ می‌شناسی»‌؟

زهرا گفت‌: «بله‌، بله»‌.
بعد به‌ دستور سبحانی‌فر شش‌ متهم‌ افغانی‌ را به‌ اتاق‌ آوردند. زهرا با دیدن‌ آنها صورتش‌ را در هم‌ کشید و رویش‌ را از آنها برگرداند و گفت‌: «همه‌ اینها بودند، کار بد کردند مرا بردند زیر میز، پاهایم‌ درد می‌گرفت»‌.
پدر زهرا گفت‌: «روزی‌ که‌ زهرا را بردند، ما همه‌ جا را دنبالش‌ گشتیم‌ بعد به‌ پلیس‌ خبر دادیم‌. مدتی‌ بعد زهرا به‌ خانه‌ تلفن‌ کرد و گفت‌ که‌ او را دزدیده‌اند. ما هم‌ از روی‌ شماره‌ تلفنی‌ که‌ به‌ خانه‌ زنگ‌ زده‌ بود، با کمک‌ پلیس‌ به‌ جست‌وجو پرداختیم‌ و ماموران‌ پس‌ از چند روز متوجه‌ شدند که‌ آنجا یک‌ ساختمان‌ نیمه‌کاره‌ است‌».

پدر زهرا گفت‌: «پلیس‌ یک‌ مرد افغانی‌ را در این‌ ساختمان‌ دستگیر کرد، اما او از وجود دختر ربوده‌ شده‌ اظهار بی‌اطلاعی‌ کرد و در تمام‌ مدت‌ بازداشتش‌ هیچ‌ حرفی‌ نزد، تا اینکه‌ چند روز بعد دوباره‌ زهرا تلفن‌ کرد ولی‌ این‌بار هیچ‌ شماره‌ تلفنی‌ روی‌ صفحه‌ تلفن‌ ما نیفتاد. زهرا به‌ ما گفت‌ که‌ یک‌جای‌ دور است»‌
.
مادر زهرا هم‌ گفت‌: «یک‌ بار یک‌ افغانی‌گوشی‌ را از دست‌ زهرا گرفت‌ و به‌ من‌ گفت‌ که‌ "دخترت‌ را دزدیدیم‌ باید پول‌ بدهید تا او را آزاد کنیم". من‌ گفتم‌ هر چقدر پول‌ بخواهید می‌دهم‌، فقط‌ دخترم‌ را به‌ من‌ برگردانید او مریض‌ است‌. ولی‌ دیگر خبری‌ از آنها نشد».

بازجویی‌ از همان‌ مرد افغانی‌ که‌ دستگیر شده‌ بود ادامه‌ یافت‌ و بالاخره‌ اعتراف‌ کرد و گفت‌: «زهرا را مردی‌ به‌ نام‌ عزیز تاجیک‌ معروف‌ به‌ عزیز افغانی‌ به‌ من‌ داده‌ بود. من‌ هم‌ بعد از یک‌ شب‌ زهرا را به‌ افغانی‌ دیگری‌ به‌ نام‌ یونس‌ دادم‌ و او را به‌ ویلای‌ یک‌ دکتر در دربندسر بردند».
بعد از شناسایی‌ ویلا در منطقه‌ دربندسر فشم‌ ماموران‌ به‌ آنجا رفتند، اما یکی‌ از افغانی‌ها با دیدن‌ ماموران‌، زهرا را به‌ اتاقی‌ زیر شیروانی‌ برد و چاقویی‌ را زیر گلویش‌ گذاشت‌ و دهانش‌ را بست‌ و تهدیدش‌ کرد: «اگر صدایت‌ دربیاید و ماموران‌ پیدایمان‌ کنند تو را می‌کشم‌».

بدین‌ ترتیب‌ ماموران‌ پس‌ از بازرسی‌ ویلا موفق‌ به‌ پیدا کردن‌ زهرا نشدند و برگشتند، اما چند روز بعد بار دیگر ماموران‌ صبح‌ زود به‌ همان‌ ویلا رفتند و به‌ درون‌ ویلا هجوم‌ بردند و این‌ بار زهرا را که‌ در یکی‌ از اتاق‌ها زندانی‌ شده‌ بود، پیدا کردند و نجاتش‌ دادند. درون‌ ویلا جز زهرا هیچکس‌ نبود. ماموران‌ اطراف‌ ویلا کمین‌ کردند و نیمه‌های‌ شب‌ شش‌ مرد افغانی‌ را دیدند که‌ وارد ویلا می‌شوند، بسرعت‌ از کمینگاه‌ها بیرون‌ آمدند و همه‌ مردان‌ افغانی‌ را دستگیر کردند.
متهمان‌ دیروز در حضور دادیار سبحانی‌فر منکر ربودن‌ و تجاوز به‌ زهرا شدند، اما زهرا که‌ انکار آنها را دید از عصبانیت‌ فریاد می‌کشید و با سیلی‌ محکم‌ به‌ گوش‌ و صورت‌ آنها می‌کوبید و می‌گفت‌: «تو بودی‌، تو من‌ را اذیت‌ کردی‌، دوستت‌ کجاست»‌؟ بعد رو به‌ صدیق یکی‌ از دستگیرشدگان‌ کرد که‌ پیراهن‌ سبزرنگی‌ به‌ تن‌ داشت‌ و گفت‌: «تو پول‌ها را می‌گرفتی‌ و دوستانت‌ را می‌آوردی‌، پول‌ها کو دوستانت‌ کو»؟

بعد با کمک‌ پدر و مادرش‌ به‌ زور او را روی‌ صندلی‌ نشاندند و آرام‌ کردند. مادر زهرا گفت‌: «بچه‌ام‌ کینه‌یی‌ شده‌ است‌ و با دیدن‌ این‌ نامردها دچار تشنج‌ می‌‌شود. اینها فکر می‌کردند چون‌ دخترم‌ لکنت‌ دارد و عقب‌مانده‌ ذهنی‌ است‌، نمی‌تواند آنها را شناسایی‌ کند. این‌ بی‌ وجدان‌ها دخترم‌ را خیلی‌ اذیت‌ کرده‌اند، چندبار به‌ او قرص‌ اکس‌ داده‌اند تا بی‌حال‌ شود».

زهرا گفت‌: «یک‌ بار از بالای‌ کوه‌ مرا هل‌ دادند پایین‌، افتادم‌ توی‌ رودخانه‌ بعد گفتم‌ دست‌ها و پاهام‌ درد می‌کنه‌، به‌ من‌ قرص‌ بدهید ولی‌ یک‌ قرصی‌ به‌ من‌ دادند که‌ بلند شدم‌ رقصیدم‌. بعدش‌ چندتایی‌ ریختند سرم‌ و به‌ زور لباس‌هایم‌ را درآوردند. همه‌ بدنم‌ کبود بود هر وقت‌ مرا می‌فروختند یا اجاره‌ می‌دادند، کتکم‌ می‌زدند. من‌ نمی‌خواستم‌ اذیتم‌ کنند می‌گفتم‌ بسه‌ بسه‌، چقدر پول‌ می‌خواهید؟ بگذارید برم‌ پیش‌ پدر و مادرم‌ ولی‌ آنها می‌گفتند:" پدر و مادرت‌ مرده‌اند دیگه‌ باید برای‌ همیشه‌ پیش‌ ما بمانی"»‌.
با دستگیری‌ شش‌ متهم‌ افغانی‌ مشخا شد یکی‌ از آنها به‌نام‌ عزیز که‌ در واقع‌ او روز اول‌ زهرا را با اتومبیل‌ ربوده‌ و فروخته‌ بود، فراری‌ شده‌ و به‌ افغانستان‌ رفته‌ است‌، اما چند روز قبل‌ به‌ ایران‌ برگشته‌ و به‌ اتهام‌ اقامت‌ غیرقانونی‌ در شیراز دستگیر شده‌ است‌ که‌ دستور انتقال‌ وی‌ به‌ تهران‌ صادر شد.
دادیار سبحانی‌فر گفت‌: «در حال‌ حاضر این‌ شش‌ نفر را به‌ اتهام‌ آدم‌ربایی‌، قوادی‌ و ارتباط‌ نامشروع‌ و اقامت‌ غیرقانونی‌ در کشور بازداشت‌ می‌کنم‌ و دستور داده‌ام‌ تمام‌ افغانی‌هایی‌ که‌ در مدت‌ 50 روز اخیر از این‌ دختر سوءاستفاده‌ کرده‌اند شناسایی‌ و دستگیر شوند».

 


دوشنبه سوم فروردین 1388 |

 
     
 

اينك بهار مي رسد…

 

به نام آفريننده ي خليج هميشگي فارس

بوي بهار مي آيد. اين را از نم نم باران فهميدم. درختان شكوفه داده اند، گل ها لبخند مي زنند. بوي طبيعت، بوي طراوت و بوي شادابي همه جا را فرا گرفته است. در خيابان هاي شهر مردم به اين سو و آن سو مي روند. پيداست كه مي خواهند به بهترين شكل از بهار استقبال كنند. عدّه اي براي خريد لباس عيد آمده اند و عدّه اي براي تكميل ((سين)) هفت سينشان با دست فروشان چانه مي زنند.

همه مي خواهند مثل طبيعت، حيات خويش را از نو آغاز كنند. هر كس براي خود آرزو ها و براي سال جديد زندگي اش، برنامه هايي دارد. آري! اكنون فرصت مناسبي است براي عهد كردن با خود و اقدام براي اصلاح كردن خود؛ با ذكر مناجاتي از رابيندرانات تاگور - كه مي تواند سرمشقي براي همه ي ما در طول زندگي باشد -  به كلامم پايان مي دهم و سال نو را پيشاپيش تبريك مي گويم.

پروردگارا، دعايم به درگاه تو اين است:
بي نوايي و تنگ چشمي را از دلم ريشه كن ساز و از بيخ و بن بركن.
اندكي نيرويم بخش تا بتوانم بار شادي ها و غم ها را تحمّل كنم.
نيرويي به من ارزاني فرما تا عشق خود را در خدمت و كمك ثمر بخش سازم.
تواني به من  عطا فرما كه هيچ گاه چيزي از بي نوايي نستانم و در برابر گستاخ و مغرور زانوي دنائت خم نكنم.
قدرتي به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جيفه هاي ناچيز روزگار بي نياز كنم و از هرچه رنگ تعلّق پذيرد، آزادش سازم.
و نيرويي به من ده تا قدرت و توان خود را از روي كمال عشق و نهايت محبّت  تسليم خواسته ها و رضاي تو كنم.

 


جمعه سی ام اسفند 1387 |

 
     
 

شرایط ازدواج دختران برای پسران در استانهای مختلف

 
1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
2-شهر تبریز از استان آذربایجان غربی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك
*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
7-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل â €"برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!

 


پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 |

 
     
 

عکس بازیگران خواهران غریب بعد از 15 سال

 
یادش گرامی زنده یاد خسرو شکیبایی

عکس بازیگران فیلم خواهران غریب

بعد از 15 سال


 

 

 

 

 

 


سه شنبه ششم اسفند 1387 |

 
     
 

نمی خواهم نا اميد باشم...

 

نمی خواهم نا امید باشم...

نمی خواهم نا اميد باشم... نمی خواهم نا اميد باشم که ما انسانهای خود

 محور، آزادی را به دار آويختيم. اين خانه، خانه ماست که در آتش ميسوزد و

اين همان هموطنان ما هستند که ميسوزند تا زندگی کنند و زندگی ميکنند تا

 بسوزند.

اينکه چرا هر روز از هم دورتر و دورتر می شويم، واقعيت دارد ولی ميتواند

حقيقت نداشته باشد. اصولی ترين راه برای يکی شدن، از طريق پيوندهای

انسانی و نيازهايمان با يکديگر است. می بايست عاقلانه فکر حل مشکلات

کنونی باشيم، نه فکر شکست های گذشته و موفقيت های آينده. و

خوشبخت ترين افراد کسانی هستند که فکر، انديشه، و اعمال خود را به

چيزهايی غير از خوشبختی خود متوجه کرده اند.

بياييد دنيا را بسازيم، نه با دنيا بسازیم. 


جمعه دوم اسفند 1387 |

 
     
 

برای تو

 

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 |

 
 

جدیدترین کد آهنگ